مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی زنپاره


معنی زنپاره

زنپاره . [ زَم ْ رَ / رِ ] (ص مرکب ) زانی . زناکار. جِهمَرز. (ناظم الاطباء). رجوع به اشتینگاس شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد زنپاره اینجا را کلیک کنید

هم معنی زنپاره


ترجمه زنپاره


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه زنپاره



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی زنتو

زنتو. [ زَ ] (ع اِ) زَنتور. سنتور. (ناظم الاطباء).

معنی زنبیل

زنبیل . [ زِم ْ / زَم ْ ] (ع اِ) کیسه و انبان و جز آن . (منتهی الارب ). زبیل . (دهار). زبیل . انبان . خنور. || کدوی خشک میان تهی که زنان در وی پنبه و جز آن نهند . ج ، زنابیل . (ناظم الاطباء).

معنی زنپان

زنپان . [ زُم ْ ] (اِ) گیاه انیسون و تخم انیسون . (ناظم الاطباء). رجوع به اشتینگاس شود.

معنی زنج

زنج . [ زِ ] (اِ) زاج سفید باشد و به عربی شب یمانی خوانند به تشدید بای ابجد. (برهان ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ) (از فرهنگ فارسی معین ). زاج سفید. (ناظم الاطباء). در ترجمه ٔ صیدنه ... زاگ سپید...(فر

معنی زنتا

زنتا. [ زَ ] (اِخ ) سنتا . شهری است در یوگسلاوی که بر کنار «تیسزا» واقع است و 24900 تن سکنه دارد و در سال 1697 م . شاهزاده اوژن در اینجا بر ترکها غلبه یافت . (از لاروس ).

معنی زنبیل

زنبیل . [ ] (اِخ ) رجوع به زنتپیل شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: