مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی زنترة


معنی زنترة

زنترة. [ زَ ت َ رَ ] (ع اِمص ) تنگی . عسرت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی زنترة- ترجمه زنترة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد زنترة اینجا را کلیک کنید

هم معنی زنترة


ترجمه زنترة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه زنترة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی زنجاب

زنجاب . [ ] (ص مرکب ) (اصطلاح بنایان ) اشباع شده ٔ به آب . آجری زنجاب : زنجاب شدن آجر؛ آب بسیار خوردن آجر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).

معنی زنة

زنة. [ زِن ْ ن َ ] (ع ص ، اِ) (از «زن ن ») حنطة زنة؛ گندم ردی ناخوش مزه . (منتهی الارب ). گندم ردی و بدمزه . (ناظم الاطباء). حنطة زنة؛ خلاف عذی و عذی کشتی که فقط از باران آب خورد. (از اقرب الموارد).

معنی زنجاب

زنجاب . [زِ / زَ ] (اِ) بمعنی سنجاب که جانوری است و از پوست آن پوستین کنند و همان پوست را هم سنجاب گویند. (آنندراج ). سنجاب . (ناظم الاطباء). رجوع به سنجاب شود.

معنی زنج

زنج . [ زَ ن َ ] (ع مص ) سخت تشنه گردیدن . (ناظم الاطباء). فراهم آمدن امعاء کسی از تشنگی چنانکه از خور و نوش زائد باز ماند. (از اقرب الموارد). || تشنه گردیدن شتر دفعه به دفعه و تنگ شدن شکم آن . (از اق

معنی زنتو

زنتو. [ زَ ] (ع اِ) زَنتور. سنتور. (ناظم الاطباء).

معنی زنج

زنج . [ زَ ن َ ] (ع اِمص ) شدت تشنگی یا آن درهم شدن روده هاست از تشنگی و در این وقت صاحب آن از خور و نوش زائد بازماند. (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به ماده ٔ قبل شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: