مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی زبل درانداختن


معنی زبل درانداختن

زبل درانداختن . [ زِ دَ اَت َ ] (مص مرکب ) (... بزمین ) کود دادن . رشوه دادن .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد زبل درانداختن اینجا را کلیک کنید

هم معنی زبل درانداختن


ترجمه زبل درانداختن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه زبل درانداختن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی زبل

زبل . [ زُ ب ُ ] (ع اِ) ج ِ زبیل «سرگین »، جمع دیگر زبیل زُبلان است . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (متن اللغة) (المعجم الوسیط). || ج ِ زبیل به معنی زنبیل . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). ج ِ زبیل بمع

معنی زبل

زبل . [ زَ ] (ع اِ) حقیبه . (تاج العروس ).

معنی زبل البازی

زبل البازی . [ زِ لُل ْ ] (ع اِ مرکب ) فضله ٔ باز و دیگر پرندگان شکاری و همچنین فضله ٔ مرغابی بکار نمی آیند زیرا بحد افراط گرم اند. (از قانون چ 1592 ج 1 ص 170).

معنی زبل الحمام

زبل الحمام . [ زِ لُل ْ ح َ ] (ع اِ مرکب ) پیخال کبوتر. فضله ٔ کبوتر. سرگین کبوتر. بیرونی آرد: سرگین کبوتر چون باسپندان آمیخته شود و بر سر طلا کنند درد شقیقه که کهنه شده باشد بنشاند و نقرس دور کرده را

معنی زبل البرذون

زبل البرذون . [ زِ لُل ْ ب ِ ذَ ] (ع اِ مرکب ) سرگین استر. روث البرذون چون دود کنند در زیر زن ، بچه ٔ مرده بیندازد و مشیمه بیرون آرد. (اختیارات بدیعی ذیل روث البرذون ).

معنی زبگر

زبگر. [ زَ گ ُ ] (اِ) با لفظ زدن و خوردن مستعمل ... بمعنی آن باشد که کسی دهان خود را پر باد کند و دیگری چنان دست بر آن زند که باد از دهانش با صدا بجهد. (آنندراج ). بر وزن و معنی زبعر است که زنبلغ باشد

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: