مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی زاری


معنی زاری

زاری . (اِخ ) لقب ابراهیم بازرگان است . (منتهی الارب ) (تاج العروس ). وی از اعیان و متمولین بود و سلفی او را منسوب به زاره ٔ طرابلس دانسته است . (از معجم البلدان ). و رجوع به زاره شود.

معنی زاری- ترجمه زاری برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد زاری اینجا را کلیک کنید

هم معنی زاری

آژانس: 1 شعبه، نمایندگی 2 عامل، کارگزاری 2 خبرگزاری
سادیسم : 1 جنون مردم‌آزاری 2 شهوترانی توام بابی‌رحمی
سپاس : 1 ثنا، حمد، ستایش 2 درود، 3 امتنان، تشکر، حق‌شناسی، شکر، قدردانی، منت، شکرگزاری و کفران، ناشکری
سپاسداری : امتنان، تشکر، سپاسگزاری، قدردانی، قدرشناسی و نمک‌نشناسی
سپاسگزاری : امتنان، تشکر، تقدیر، سپاسداری، قدرشناسی و ناسپاسی


ترجمه زاری

خبرگزاری رویتر: Reuter News Agency
خبرگزاری ایتار تاس: Tass News Agency
خبگزاری: news agency
خبرگزاری: news agency
نزاری: emaciation
زاری: lamentation


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه زاری

سخن گوته: نهالهای درختان بارور را كنار هم با نظم كامل در خاك بنشانید، زیرا تنها آن كشتزاری از رحمت یزدانی بهره خواهد برد كه منظم و آراسته باشد.
سخن كولین ویلسون: زندگی باید بی‌اندازه سرشار از زمان‌های اشتیاق باشد كه بدان اعتبار می‌بخشد و آن را دارای ارزش زیستن می‌كند، وگرنه، آرزوی مرگ برای كسانی كه می‌خواهند با دردی پایان‌ناپذیر یا بیزاری زنده بمانند، چَم پیدا می‌كند.
سخن امام علی (ع): پاكدامنی زینت فقر است و سپاسگزاری زینت توانگری.
سخن آنتونی رابینز: ممكن است بزرگترین اره ای كه در جهان اختراع شده است در دست شما باشد و در عین حال، در میان انبوهی از درختان جنگل، سرگردان بمانید و ندانید چه كنید. اگر بدانید كه چه درختانی را باید برید و چرا؟ شرایط بر وفق مراد است، وگرنه ابزاری عالی در دست دارید كه به هیچ نمی ارزد.
سخن غزالی: شكرگزاری، قدر همه نعمت های خدا را دانستن است.

او تویى خود را بجو در اوى او *** کو و کو گو فاخته شو سوى او
ور نخواهى خدمت ابناى جنس *** در دهان اژدهایى همچو خرس‏
بو که استادى رهاند مر ترا *** و ز خطر بیرون کشاند مر ترا
زاریى مى‏کن چو زورت نیست هین *** چون که کورى سر مکش از راه بین‏
تو کم از خرسى نمى‏نالى ز درد *** خرس رست از درد چون فریاد کرد
اى خدا این سنگ دل را موم کن *** ناله‏ى ما را خوش و مرحوم کن‏
گفتن نابیناى سائل که دو کورى دارم‏ ***
بود کورى کاو همى‏گفت الامان *** من دو کورى دارم اى اهل زمان‏
پس دو باره رحمتم آرید هان *** چون دو کورى دارم و من در میان‏
گفت یک کوریت مى‏بینیم ما *** آن دگر کورى چه باشد وانما


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی زاری

زاری .(ع ص ) عتاب کننده . (تاج العروس ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || تهمت زننده . عیب گیرنده . (تاج العروس ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) : یا ایها الزاری علی عمر قد قلت فیه غیر ما تعلم . کعب

معنی زاری

زاری . (اِخ ) دهی است از دهستان میان آباد بخش اسفراین شهرستان بجنورد. 28هزارگزی شمال باختری اسفراین ، 12هزارگزی باختر راه بجنورد به اسفراین . منطقه ای گرمسیر، آب آن از چشمه و محصول آن غلات و زیره است

معنی زاریا

زاریا. (اِخ ) قصبه ٔ مرکزی ناحیه ٔ زغرغ از بلاد سودان . (از دائرة المعارف بستانی ).

معنی زاری

زاری . (اِخ ) شاعری است شیرازی که شعرهائی پرسوز میسروده و این بیت از او است : ز آتش عشق نه تنها جگرم میسوزد بس که بگریسته ام چشم ترم میسوزد. (از قاموس الاعلام ترکی ).

معنی زاروزبیل

زاروزبیل . (اِخ ) مؤلف تذکرة الملوک آن را در شمار حکومت نشین های سرحد ایران آورده است . رجوع به ص 76 آن کتاب شود.

معنی زاری

زاری . (اِخ ) از شعرای قرن نهم هجری است . میرعلی شیر نوائی آرد: مولانا زاری از خوش طبعان تازه است و این مطلع از اوست : چو سیل اشک ز چشم پرآب می آید دو دیده بر سر آن چون حباب می آید. (ترجمه ٔ مجالس ال

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: