مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی زارون ده


معنی زارون ده

زارون ده . [ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پائین خیابان بخش مرکزی شهرستان آمل . 4000گزی باختری آمل . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3).

معنی زارون ده- ترجمه زارون ده برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد زارون ده اینجا را کلیک کنید

هم معنی زارون ده


ترجمه زارون ده


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه زارون ده



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی زاری

زاری .(ع ص ) عتاب کننده . (تاج العروس ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || تهمت زننده . عیب گیرنده . (تاج العروس ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) : یا ایها الزاری علی عمر قد قلت فیه غیر ما تعلم . کعب

معنی زاری

زاری . (اِخ ) لقب ابراهیم بازرگان است . (منتهی الارب ) (تاج العروس ). وی از اعیان و متمولین بود و سلفی او را منسوب به زاره ٔ طرابلس دانسته است . (از معجم البلدان ). و رجوع به زاره شود.

معنی زاره

زاره . [ زارْ رِ ] (اِخ ) فردریک . پروفسور باستان شناس آلمانی است . او را تصنیفاتی است در صنایع ایران قدیم و نقوش برجسته و تاریخ باستانی ایران . وی مدیر شعبه ٔ آثار اسلامی موزه ٔ فردریک برلن بوده و

معنی زاری

زاری . (اِخ ) از شعرای قرن نهم هجری است . میرعلی شیر نوائی آرد: مولانا زاری از خوش طبعان تازه است و این مطلع از اوست : چو سیل اشک ز چشم پرآب می آید دو دیده بر سر آن چون حباب می آید. (ترجمه ٔ مجالس ال

معنی زاری کردن

زاری کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) گریه و ناله کردن . نالیدن . گریستن : مستی مکن که نشنود او مستی زاری مکن که نشنود او زاری . رودکی . شو تا قیامت آید زاری کن کی رفته را بزاری بازآری . رودکی . را

معنی زاروئیه

زاروئیه . [ ئی ی َ ] (اِخ ) دهی کوچک است از دهستان جوزم و دهج بخش شهربابک از شهرستان یزد. در 40هزارگزی شمال باختر شهربابک و 21هزارگزی راه شهربابک به خبر. منطقه ٔکوهستانی معتدل و مالاریائی است . آب آن

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter