مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی زاروئیه


معنی زاروئیه

زاروئیه . [ ئی ی َ ] (اِخ ) دهی کوچک است از دهستان جوزم و دهج بخش شهربابک از شهرستان یزد. در 40هزارگزی شمال باختر شهربابک و 21هزارگزی راه شهربابک به خبر. منطقه ٔکوهستانی معتدل و مالاریائی است . آب آن از قنات و محصول وی غلات است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 10).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد زاروئیه اینجا را کلیک کنید

هم معنی زاروئیه


ترجمه زاروئیه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه زاروئیه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی زاره

زاره . [ زارْ رِ ] (اِخ ) فردریک . پروفسور باستان شناس آلمانی است . او را تصنیفاتی است در صنایع ایران قدیم و نقوش برجسته و تاریخ باستانی ایران . وی مدیر شعبه ٔ آثار اسلامی موزه ٔ فردریک برلن بوده و

معنی زاروشاد

زاروشاد. (اِخ ) قصبه ای است کوچک در 40هزارگزی شمال غربی قارص . (از قاموس الاعلام ترکی ). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی و قارص شود.

معنی زاره

زاره . [ رَ ] (اِخ ) (عین الَ ...) چشمه ای است معروف در بحرین . (از معجم البلدان ).

معنی زاری

زاری . (اِخ ) دهی است از دهستان میان آباد بخش اسفراین شهرستان بجنورد. 28هزارگزی شمال باختری اسفراین ، 12هزارگزی باختر راه بجنورد به اسفراین . منطقه ای گرمسیر، آب آن از چشمه و محصول آن غلات و زیره است

معنی زاری

زاری . (اِخ ) شاعری است از عثمانی ، از مردم توقات و آشنا بعلوم ریاضی . چندی کاتب دیوان شهزاده مصطفی عثمانی بود و مدتی نیز ناپدید گردید. اشعاری بترکی از وی نقل شده است . (از قاموس الاعلام ترکی ).

معنی زاره

زاره . [ رَ ] (اِخ ) قریه ای بزرگ است در بحرین . و بسال 12 هَ . ق . بهنگام خلافت ابی بکر گشوده شد و با اهالی آن صلح برقرار گردید. از این جا است مرزبان الزاره . (از معجم البلدان ). و رجوع به تاج العر

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: