مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی زارنزار


معنی زارنزار

زارنزار. [ ن ِ / ن َ ] (ص مرکب ) بسیار زار. بسیار لاغر. || گریه ٔ بسیارسخت . (ناظم الاطباء). و رجوع به زار و نزار شود.

معنی زارنزار- ترجمه زارنزار برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد زارنزار اینجا را کلیک کنید

هم معنی زارنزار


ترجمه زارنزار


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه زارنزار



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی زارم کلایه

زارم کلایه . [رِ ک َ ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دهشال بخش آستانه ٔ شهرستان لاهیجان . در 16هزارگزی شمال خاوری آستانه 4هزارگزی دهشال . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2).

معنی زاره

زاره . [ رَ ] (اِخ ) قریه ای است در طرابلس غرب ، از آنجا است ابراهیم زاری بازرگان مالدار. (از تاج العروس ) (منتهی الارب ). یاقوت نویسد: سلفی ابراهیم زاری را که از اعیان تجار و مالداران بود و به اسکندر

معنی زاروشاد

زاروشاد. (اِخ ) قصبه ای است کوچک در 40هزارگزی شمال غربی قارص . (از قاموس الاعلام ترکی ). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی و قارص شود.

معنی زاره

زاره . [ زارْ رَ ] (اِخ ) قبیله ای است از ازد. رجوع به تاج العروس و زاره (بدون تشدید) شود.

معنی زارون ده

زارون ده . [ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پائین خیابان بخش مرکزی شهرستان آمل . 4000گزی باختری آمل . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3).

معنی زاره

زاره . [ رَ ] (اِخ ) (عین الَ ...) چشمه ای است معروف در بحرین . (از معجم البلدان ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: