مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی زارم کلایه


معنی زارم کلایه

زارم کلایه . [رِ ک َ ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دهشال بخش آستانه ٔ شهرستان لاهیجان . در 16هزارگزی شمال خاوری آستانه 4هزارگزی دهشال . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2).

معنی زارم کلایه- ترجمه زارم کلایه برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد زارم کلایه اینجا را کلیک کنید

هم معنی زارم کلایه


ترجمه زارم کلایه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه زارم کلایه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی زارکش کردن

زارکش کردن . [ ک ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) شکنجه دادن کسی را تا بدان کشته شود. بزجر و سختی کشتن .

معنی زاره

زاره . [ رَ ] (اِخ ) قریه ای بزرگ است در بحرین . و بسال 12 هَ . ق . بهنگام خلافت ابی بکر گشوده شد و با اهالی آن صلح برقرار گردید. از این جا است مرزبان الزاره . (از معجم البلدان ). و رجوع به تاج العر

معنی زارنالی

زارنالی . (حامص مرکب ) عاجزنالی . (آنندراج ). ضعیف نالی . (غیاث اللغات ). شکست خورده و مغلوب شده ٔ نالان . (ناظم الاطباء) : ز قهر داورم اندیشه میشود مانع که زارنالی خود را بداوری ببرم . ظهوری (از آن

معنی زارعلی

زارعلی . [ ع َ ] (اِخ ) یکی از تیره های ایل بیراونداز ایلهای کرد است . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 67).

معنی زارهشت

زارهشت . [ هَُ ] (اِخ ) زردشت آتش پرست باشد. (برهان قاطع) (آنندراج ). رجوع به زردشت شود.

معنی زاره

زاره . [ زارْ رِ ] (اِخ ) فردریک . پروفسور باستان شناس آلمانی است . او را تصنیفاتی است در صنایع ایران قدیم و نقوش برجسته و تاریخ باستانی ایران . وی مدیر شعبه ٔ آثار اسلامی موزه ٔ فردریک برلن بوده و

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: