مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی زابن


معنی زابن

زابن . [ ب ِ ] (اِخ ) موضعی است که حمیدبن ثورهلالی از آن در این بیت خویش نام برد : رعی السروة المحلال ما بین زابن الی الخور وسْمی َّ البقول المدیَّما. (معجم البلدان ).

معنی زابن- ترجمه زابن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد زابن اینجا را کلیک کنید

هم معنی زابن


ترجمه زابن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه زابن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی زابی

زابی . (اِخ ) عبدالملک بن زیادةاﷲبن ابی مضر الطبنی مکنی به ابومروان ، یکی از شعراء نامی خاندان بنی طبنی است . در المغرب فی حلی المغرب بنقل از ذخیره ٔابن بسام آمده است : ابومروان از پایه های استوار سخن

معنی زابل شه

زابل شه . [ ب ُ ش َه ْ ] (اِخ ) مخفف زابل شاه : چوبشنید زابل شه این گفتگوی به جم گفت هان چاره ٔ خویش جوی . (گرشاسب نامه ص 32).

معنی زابی

زابی . (اِخ ) ابراهیم بن یحیی بن محمد [ نوه ٔ ابومضر و برادر محمدبن یحیی ] بوده است . ابراهیم نیز در درگاه وزیر اندلس و از شعراء بوده است . (الانساب سمعانی ).

معنی زابی

زابی . (اِخ ) گاه نهرهای موسوم به زاب را که در عراق به امر زاب ایجاد شده بوده است زابی گویند از آن جهت که به زاب منسوب است . (معجم البلدان ). و رجوع به زاب شود.

معنی زابود

زابود. (اِخ ) کوهی است در ناحیه ٔ صفد (صفد در جغرافیای قدیم جزء تقسیمات شامات بوده است ). صاحب نخبة الدهر آرد: دراین کوه مغاره ها و حفره ها و حوضچه هائی وجود دارد که سراسر سال قطره ای آب در آن یافت نش

معنی زابی

زابی . (اِخ ) عبدالمحسن بن عبدالملک بزاز محدث است . (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: